سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

421

تاريخ ايران ( فارسى )

بنگاه يا دفتر نمايندگى بازرگانى را بگيرند . وقتىكه اين بنگاه را باتمام رسانيدند آغا محمد خان افسران روسى را به مهمانى دعوت نمود و همگى را دستگير كرد و بيكى از اين دو امر آنها را مخير ساخت كه يا قلعه‌شان را خراب كنند و يا بدار آويخته شوند . البته آنها شق اول را اختيار نموده و قلعه را فورا خراب نمودند و مسكويها با نهايت تحقير و بىاحترامى با كشتىهايشان رانده شدند . ولايات مستقل ايران يك سلسله لشكركشىهائى كه منتهى به مصيبت هيبت‌ناك شهر كرمان شد ما آن را در فصل قبل ذكر نموديم و البته آن آغا محمد خان را فاتح ساخت ، ولى نتوانست او را فرمانفرماى بلامنازع ايران قرار دهد و در اينجا ما قبل از شروع به بيان اقداماتى كه او در تحكيم مبانى قدرت خود نمود لازم ميدانيم كه راجع به ولايات مستقل ايران و نقاط مجاور آن شرحى بر سبيل اجمال مذكور داريم . خراسان اسما در تحت فرمان و ادارهء شاهرخ بود ولى در حقيقت آنجا بين عده‌اى از رؤساء قبايل مستقل تقسيم شده بود . در شهر مشهد دو پسر پادشاه نصر الله ميرزا و نادر ميرزا بودند كه هريك براى بدست آوردن قدرت با ديگرى در جنگ‌وجدال بودند و همين كينه و عداوت خانوادگى آنها بغارت مزار امام رضا منجر شده و هريك از اين دو شاهزاده بنوبهء خود قسمتى از ذخائر قيمتى آن را بچپاول بردند . چون نصر الله ميرزا مغلوب شد از كريم خان كمك خواست ، ليكن اين مسئول او مقرون باجابت نشد و بعد چيزى نگذشت كه مرد . بعدا قميش خان چنارانى كه يك رئيس كوچك كرد بود مشهد را تصرف نمود و تا مدت پنجسال كه نفوذ شاهرخ بوسيلهء تيمور شاه سلطان درانى عودت داده شد آنجا را در تصرف داشت . اين شخص اعتبار و نفوذى را كه بواسطهء پدرش برقرار شده بود نگهدارى كرد . در بين حكام مستقل از همه معروف‌تر اسحق خان قرائى بود . او از حيث تخمه و نژاد پست بود و در هشتاد ميلى جنوب مشهد تربت حيدرى را اشغال كرده و با پولى كه از رئيس قبيله‌اش بدست آورده بود در آنجا كاروانسرائى ساخت . قبل از اينكه اين عمارت كه